عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
469
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
بگردند دليل فضيلت پسران است بر دختران ، پس دليل ندارد كه من در دنيا اين كرامت و نزديكى با آنها را طلب نكنم . مىگويند هم او بود كه لواط به مأمون نيكو جلوه داد و پسران را در چشم او خواستنى كرد و محاسن و فضائل و ويژگيهاى آنها را در دل وى كاشت . مىگفت آنها عروسان شب و سواران روز هستند ، هم براى رختخواب و رزم ، هم براى سفر هم براى حضر هستند . امّا مأمون از انديشهء او سرباز زد و راه خود را رفت ، ليكن معتصم از او پيروى كرد و بدان شيوه نامبردار گرديد . او هشت هزار غلام داشت ، و بنى عباس گرد آنها نمىگشتند مگر محمد امين كه ترجيح مىداد خواجگانى با خود داشته باشد و به جاى جوانان پهلوان با آنها به بازيچه و بازى بپردازد . و گويند روزى مأمون در مجلس خود متوجه شد كه يحيى به برادرزادهء وى - واثق ، كه در آن هنگام نوجوان سادهروى بود - چشم دوخته ، خندهاى زد و گفت : بر پيرامون ما نه بر ما « 1 » . گفت : سگ آتش نمىخورد . . . دربارهء يحيى گفتهاند : و كنّا نرجّى ان نرى العدل ظاهرا * و قاضى قضاة المسلمين يلوط يعنى : چشم داشتيم تا دادگرى را بروشنى ببينيم ، امّا پس از اميدوارى ، نوميدى به سر ما آمد . هنگامى كه قاضى القضاة مسلمانان غلامبارگى كند ، چگونه كار جهان و جهانيان نيكو شود . لؤم باهلة . باهله به پستى و لئامت شهرهاند و به آنها مثل زنند . عرب اين قبيله را - چه در جاهليت و چه در اسلام - به پستى وصف كردهاند ، بعدها اين نام و نشان از آنان نهان گشت و به وجود قتيبة بنى مسلم و پسران وى ارجمندى يافتند ، چندان كه شاعرى گفته : اذا ما قريش خلا ملكها * فإنّ الخلافة فى باهله
--> ( 1 ) - اشاره به حديث معروف است . اللهمّ حوالينا و لا الينا . ( م . )